دکتر جان، حواست به غرورت هست؟

دکتر فرشاد نجفیپور
روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه
غرور یک صفت است و غیرطبیعی هم نیست. غرور میتواند انگیزه، اعتماد به نفس، احترام و مقبولیت را در پی داشته باشد. اما چرا کمتر کسی آدمهای مغرور را دوست دارد؟ شاید باید بین غرور و شخصیت مغرور تفاوتهایی باشد یا اینکه غرور انواع به جا و بیجا دارد؟ یا اینکه غرور تا اندازهای به جاست و بیش از آن بیجاست؟
وقتی به متون معتبر علمی موجود مراجعه میکنیم، میبینیم که اندازه غرور چندان مهم نیست ولی بعضی غرورها واقعاً بیجا هستند.
غرور یک شمشیر دودم است که یک لبهاش میبرد و لبهٔ دیگرش نمیبرد. اگر با لبه برندهاش با مردم برخورد کنیم از ما بدشان خواهد آمد. پس بد نیست تفاوتهای غرور بیجا و بهجا را بدانیم.
تفاوتهای غرور بیجا و بهجا را میتوان اینگونه بیان کرد:
اول – غرور بهجا در زمینهٔ اعتماد بهنفس جا دارد و موجب افزایش انگیزههای درونی میشود.
اینها عاشق موفقیت هستند و اولویت اولشان موفقیت است. به شدت تلاش میکنند که بهترین باشند. اینها از تلاش لذت میبرند و کلاً شاد هستند.
گروه مقابل هم عاشق موفقیت هستند اما نه برای اینکه از بهترین بودن لذت میبرند بلکه میخواهند مدام خود را به رخ دیگران بکشند. اینها انگیزهٔ درونی قدرتمندی ندارند و معمولاً از موفقیتهای خود چندان خرسند هم نیستند چون نگران فردایی هستند که شاید چیزی برای به رخ کشیدن در مقابل دیگران نداشته باشند. اینها اعتمادبهنفس خوبی ندارند و از خودشان شرمندهاند برای همین شیوهٔ دفاعی «جبران» شان بیش فعال شده تا اعتمادبهنفسشان را به زور در محدودهٔ مطلوب نگه دارد.
دوم – غرور بهجا عقبهاش تلاش و سختکوشی فردی برای رسیدن به موفقیت است.
اینها دنبال نمرهٔ قبولی نیستند دنبال بهترین عملکرد ممکن هستند. اینها خودشان را قبول دارند. عزت نفس دارند و در مقابل نقد واکنش منفی نشان نمیدهند و «شخصیت قوی» ای دارند.
اما غرور بیجا، عقبهاش بزرگنمایی موفقیتهاست. یعنی موفقیتهای کمارزش را در بوق کردن تا گوش دیگران را کر بکند. اینها خودشان را قبول ندارند. با کوچکترین انتقاد به هم میریزند و واکنشهای منفی شدیدی نشان میدهند. اشتباهشان را نمیپذیرند و اصلاً حاضر به عذرخواهی نیستند. تقصیرها را به گردن دیگران میاندازند. اینها «شخصیت حجیمی» مثل بادکنک دارند.
سوم – غرور بهجا حاصل قاطعیت است، با آرامش ابراز میشود و ابراز توانمندی واقعی خود است. اینها روابط مطلوبی با دیگران دارند. دوست دارند کنار دیگران کار کنند.
غرور بیجا با خشونت ابراز میشود، ربطی به توانمندی ندارد و برای خودنمایی است. اینها دیگران را از بالا نگاه میکنند یا آنها را خیلی حقیر جلوه میدهند. دوست دارند علیه دیگران کار کنند. روابطی خشک، یکطرفه و تدافعی با دیگران دارند.
چهارم – غرور به جا مقایسهای نیست.
افرادی که غرور به جا دارند معمولاً خود را با دیگران مقایسه نمیکنند. معمولاً میگویند: «خوشحالم که تونستم این کار رو انجام بدم. از اونچه فکر میکردم بهتر از آب دراومد» و شاید بگویند «فکر نمیکردم از پس این کار به تنهایی بربیام. باید از اونایی که قبلاً روی این موضوع کردن و کسایی که راهنماییم کردن ممنون باشم.»
کسانی که غرور بیجا دارند، مدام خود را با دیگران مقایسه میکنند و غالباً هم کارهای دیگران را مسخره یا سرزنش میکنند. «اینو ببین…» از جملات متداولشان است. اینها هرگز از کسی تمجید نمیکنند. همیشه طوری حرف میزنند که انگار هیچکس مثل اینها نمیتواند فلان کار را انجام بدهد. دنبال بهترین کار نیستند و فقط دنبال بهتر جلوه کردن از دیگران هستند.
پنجم – غرور به جا معتبر است یعنی بر پایهٔ ارزیابی تواناییهای واقعی افراد است. این غرور مولود اعتمادبهنفس است.
غرور بیجا محصول خودبزرگ بینی، توهم و «اعتماد به سقف»! است. غرور بیجا معمولاً نشانهٔ شخصیت خودشیفته است. خودشیفتهها معمولاً دنبال چیزهایی میدوند که ماورای حد و حدودشان هست برای همین زیاد هم شکست میخورند. از طرفی نمیخواهند شکست را هم بپذیرند پس رو به تظاهر و دروغ و ریا میآورند. خودشیفتهها بعد از مدتی آنقدر تظاهر کردهاند و دروغ گفتهاند که دیگر خودشان هم برآورد صحیحی از خودشان و محدودیتهایشان ندارند.
ششم – غرور به جا معمولاً مورد پذیرش اجتماع و مطابق با عرف هست. اینها معمولاً به دیگران میگویند: «آگه من تونستم یعنی تو هم میتونی.»
از شاخصهای غرور بیجا رفتارهای مردمستیز و قانونگریز است. اینها معمولاً توی ذوق دیگران میزنند و طوری به دیگران القاء میکنند که قدرت رقابت با اینها را ندارند. متاسفانه بسیاری از اینها به شغلهای سطح بالای مدیریتی خصوصاً در سازمانهای دولتی هم میرسند. وانمود میکنند که بیشتر از دیگران میدانند. به شدت در کار دیگران دقیق و ریزبین هستند. خود را تنها فرد درستکار در مجموعه جلوه میدهند. همهٔ اینها هم برای این است که عقدهٔ خودکمبینیشان را آرام کنند.
هفتم – کسانی که غرور به جا دارند به دیگران انگیزه میدهند. از کار با دیگران استقبال میکنند.
کسانی که غرور بیجا دارند، دوست دارند ارباب باشند. اصلاً اهل رشد دستهجمعی نیستند. هر کاری میکنند که کسی به محدودهشان راه نداشته باشد. اصلاً با همه به نحوی دشمنی دارند و چون همه چیز را حق خودشان میدانند مدام دیگران را به نادرست بودن متهم میکنند. بقیه را به هر شکل کثیفی که بتوانند با خود همراه میکنند.
هشتم – کسانی که غرور به جا دارند، برخلاف آنها که غرور بیجا دارند، خودمحور نیستند. برای همین از موفقیت دیگران که با تلاش و کوشش به دست آمده (شانسی نبوده!) هم احساس غرور میکنند.
منبع:دندانه