آموزش دندانپزشکی و ضرورت توجه جدی به آن

دکتر محمدجعفر اقبال
رییس دانشکده دندان پزشکی شهید بهشتی و عضو شورای سلامت دهان وزارت بهداشت
درد آموزش را باید بفهمیم و بازگو کنیم
امیدوارم مسئولین ذیربط قبل از فهم و احاطه کامل و شناخت دقیق از مسئله آموزش دندانپزشکی به حل آن نپردازند!
تا قبل از انقلاب اسلامی پنج دانشکده دندانپزشکی در ایران در شهرهای تهران (دو دانشکده تهران و ملی) مشهد، شیراز و اصفهان وجود داشت اما پس از انقلاب با تصویب قانون بهداشتکاران دهان و دندان وزارت بهداری وقت با هدف تامین نیروی حد واسط و کارا در روستاهای کشور در مجلس شورای اسلامی، تعدادی موسسه با نام مرکز تربیت بهداشتکار دهان و دندان در بعضی از شهرستانها و مراکز استان تاسیس و اقدام به پذیرش دانشجو از روستاهایی که نیازمند خدمات اولیه دندانپزشکی بودند شد. مراکز مذکور با جذب تعدادی دندانپزشک عمومی جهت تدریس و تعلیم کارهای محدودی از دندانپزشکی، چندین دوره به پذیرش دانشجو ادامه دادند اما از انجا که در قانون مجلس پیشبینی شده بود که این افراد پس از شش سال کار در محل تعهد میتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند و دندانپزشک شوند این مراکز در سال هزار و سیصد و شصت و شش و پس از فارغالتحصیل کردن چند دوره بهداشتکار دهان و دندان با مدرک فوق دیپلم تبدیل به دانشکده دندانپزشکی شدند و پذیرش دانشجوی بهداشتکار را متوقف و به جای ان شروع به پذیرش دانشجوی دندانپزشکی کردند. با تاسیس دو دانشکده دندانپزشکی تحت پوشش دانشگاه ازاد اسلامی در تهران و خوراسگان اصفهان و نیز افتتاح دانشکده دندانپزشکی در بعضی شهرها مثل قزوین تعداد دانشکدهها در سال هزار و سیصد و هفتاد از پنج به هیجده واحد رسید. از این زمان تا سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار وزارت بهداشت و دبیرخانه شورای آموزش دندانپزشکی و تخصصی علیرغم وصول تعداد زیادی تقاضا از مراکز استانها و حتی شهرستانها، با اجرای طرح پژوهشی نیازسنجی کشور به دندانپزشک و محاسبه علمی، برای هـیچ مرکز استان و شهرستانی موافقت اصولی و مجوز تاسیس دانشکده جدید صادر نکردند. اینجانب شخصا در جریان انجام کار علمی و اصولی معاونین آموزشی وقت وزارت بهداشت و دبیر وقت شورای آموزش دندانپزشکی بودهام و گواهی میدهم در جریان تب و تاب شدید تقاضا برای صدور مجوز و تاسیس دانشکده دندانپزشکی مقاومت مستند و اصولی و موثری از خود بروز دادند. به عبارت بهتر نظر کارشناسی در این حوزه در آن دوره غالب و موثر و مجری بود.
میل به تحصیل در رشتههای علوم پزشکی در بین جوانان و خانوادههای به نسبت متمول و عزیمت تعداد زیادی از جوانانی که در کنکور سراسری موفق به راهیابی به رشتههایی مثل پزشکی و دندانپزشکی نمیشدند باعث شد با توجیه پرهیز از خروج ارز، و دستآویز جلوگیری از مشکلات و مفاسد اعزام جوانان به کشورهای مختلف، در دانشگاههایی که دارای دانشکده دندانپزشکی بودند تعداد زیادی دانشکده دیگر با ساختار و حتی محل مجزا در جزایر جنوبی مثل قشم و کیش یا در همان دانشگاهها مثل یزد، بم، آبادان، و مانند آن تاسیس شود و با اخذ شهریه دانشجویان را در دورههای اول بدون کنکور و در سالهای بعد با شرایط راحتتر از کنکور پذیرش نماید. همزمان هماهنگ با سیاستهای دولت وقت و بر اساس نحوه تصمیم معمول ان دوره تصمیم گرفته شد در تمام مراکز استانها و حتی شهرهای بزرگ دانشکده دندانپزشکی تاسیس شود. بر این اساس در مهر ماه سال۹۲ تعداد دانشکدههای دندانپزشکی در کشور از هیجده به شصت و پنج واحد متجاوز شد.
در بررسی که اینجانب در مورد سایر ممالک انجام دادم در میان کشورهای ثروتمند و حتی در حال توسعه نمونه چنین سیاست و عملی را نیافتم و هـیچ سند و متن علمی که توجیهکننده چنین اقدامی باشد را به دست نیاوردم. به نظر میرسد این تصمیم عجیب بدون مطالعه و لحاظ نمودن محاسبات اقتصادی، اجتماعی و اثرات مخرب احتمالی بر وضع آموزش و درمان گرفته و در کوتاهترین زمان ممکن به اجرا در آمده است.
ذکر این مقدمه و تاریخچه کوتاه به قصد پرداختن دقیق به اصل موضوع آموزش دندانپزشکی در کشور است و قطعا خوانندگان ارجمند نتیجه لازم را از این رشد غیر معمول و معقول خواهند گرفت و تاثیرات این گسترش را بر آموزش دندانپزشکی و در نهایت بر ارایه خدمات دندانپزشکی مورد توجه قرار خواهند داد. نویسنده نیز سعی خواهد کرد اثرات این تصمیم مهیب و عجیب را تشریح نماید.
کیفیت آموزش دندانپزشکی در ایران
تا قبل از انقلاب دانشکدههای دندانپزشکی ایران از استاندارد بسیار خوبی برخوردار بودند. در تمام دانشکدهها اساتیدی از کشورهای مختلف اروپایی و امریکای شمالی مشغول تدریس و کار بودند و فازغالتحصیلان این دانشکدهها به راحتی و بدون شرط، مجوز ادامه تحصیل و کار در کشورهای پیشرفته و صنعتی را اخذ میکردند. تنوع مکاتب آموزشی و وجود اساتید فارغالتحصیل از کشورهایی مثل امریکا، فرانسه، المان و مانند ان همراه با نظم و سختگیری در پذیرش دانشجو و اجرای برنامههای آموزشی باعث شده بود که دندانپزشکان فارغالتحصیل دارای دانش و مهارت کافی در کار خود باشند.
تا قبل از تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی نظام و برنامه آموزشی در دانشگاههای مختلف متفاوت و متنوع بود. بعضی از دانشکدهها نظام آموزش سالی را اجرا میکردند و در برخی دانشکدهها نظام ترمی و واحدی برقرار بود و دست گروههای آموزشی و بخشها تا حدود زیادی باز بود. شرایط در آن زمان به خصوص در دانشکدههای با نظام آموزش سالی به نحوی بود که اگر دانشجویی مختصر ناموفق بود، و حتی در یک یا دو درس نمره قبولی نداشت مجبور میشد یک سال تحصیلی را تکرار کند. انجام این روال در دانشکدهها و جدیت در اجرا باعث تحرک و تلاش بیشتر دانشجویان و در مجموع قابلیت بیشتر فارغالتحصیلان میشد. البته به طور قطع عوامل دیگری نیز در افزودن انگیزهها و تلاش دانشجویان مثل اعطای بورس به دانشجویان ممتاز تاثیر گذار بوده است. متاسفانه هیچ مطالعه مستند و موثقی از وضعیت و شرایط آموزش دندانپزشکی از قبل در اختیار نیست اما بر اساس شواهد و قراین پراکنده موجود و استنباط از زیر ساختهای قبل قضاوت کلی از شرایط و امکانات آموزشی دندانپزشکی میتواند مثبت باشد.
وضعیت موسسات و دانشکدههای دندانپزشکی در ایران
یکی از رشتههای دانشگاهی پرخرج و پر مساله و پر حاشیه دندانپزشکی است. قطعا آموزش دندانپزشکی در همه کشورها یکی از گرانترین و پرهزینهترین رشتههاست. این واقعیت در بعضی از کشورهای صنعتی که امور آنان بر اساس محاسبات اقتصادی بنا شده است سیاستگزاران و برنامهریزان را مجبور به اتخاذ دو سیاست و تدبیر مهم نموده است:
١- دندانپزشک مورد نیاز و به خصوص کمبودهای خود را از طریق استخدام دندانپزشکان خارجی به صورت موقت و یا جلب و جذب دندانپزشکان داوطلب مهاجرت به کشورهای صنعتی تامین نمایند. اینجانب عدد و رقم دقیقی از جلای وطن کردن فازغالتحصیلان دانشکدههای دندانپزشکی را به دست نیاوردم ولی از آنجا که سمت اداری دارم و مجبورم کارنامهها و توصیه نامههای فازغالتحصیلان دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی را تایید نمایم این میزان را بسیار میبینم.
٢- با برنامهریزی و صرف هزینه نسبتا زیاد در کارهای آموزشی و بهداشتی نیاز جامعه و به خصوص نسل آینده را به خدمات دندانپزشکی کاهش دهند.
در دوره قبل متاسفانه بدون در نظر گرفتن هزینههای تمام شده یک دندانپزشک در شهرهای مختلف (در شهرستانهای کوچکتر هزینه تمام شده هر دندانپزشک چند برابر بیشتر از تهران و مراکز استانهای بزرگ است) اقدام به تاسیس دانشکده نمودند. به هر حال یکی از موارد مهم در مدیریت کلان کشور توجه به هزینه تمام شده نیروها است. اتلاف سرمایه و گران تمام شدن یک دندانپزشک که تمام هزینههای تحصیل حتی خوابگاه و غذا به عهده دولت است مورد بیتوجهی قرار گرفته است. به یاد دارم چندین سال قبل که برای بررسی موضوعات یکی از دانشکدهها به شهرستان رفتم پس از بازگشت به معاون آموزشی محترم وقت نامه نوشتم که بودجه سرانه دانشجو در آن شهرستان قریب سه برابر بودجه تحصیل دانشجو در دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی است؛ در حالیکه کیفیت آموزش در دو دانشکده قابل قیاس نیست.
به نظر میرسد این تعداد دانشکده دندانپزشکی (حدود شصت دانشکده) برای کشور بسیار زیاد است؛ به خصوص که اکثر قریب به اتفاق این دانشکدهها از بودجه عمومی دولت استفاده میکنند و وزارت بهداشت موظف به تامین هیات علمی برای آنان است. رویه قبل و فعلی وزارت بهداشت هم اخذ تعهد خدمت در مقابل تحصیل است که آن هم نادرست و غیر قابل اجرا است و با مشکلات عدیدهای همراه است.
واضح است سیاست و اقدام انجام شده منجر به ایجاد مشکلات بسیار زیاد در آموزش دندانپزشکی شده است و نظام ارایه خدمات و مردم در چند سال آینده تاوان مشکلات را خواهند داد. به علاوه کادر هیات علمی و استاد شرط لازم برای تربیت و آموزش دندانپزشک است؛ معلوم است این نحوه تربیت و تامین استاد و به کارگیری عضو هیات علمی در دانشکدههایی که دندانپزشک تربیت میکنند چه آثار بد و زیانباری خواهد داشت.
استفاده از متخصص به جای معلم و استاد
معلمی یک فن است و معلم یا استاد در کار تعلیم قاعدتا صاحب ذوق و اشتیاق است؛ بنابراین مثل هر کار و شغلی همه افراد نمیخواهند و نمیتوانند در آن ورود کنند. اکنون در آموزش دندانپزشکی وضع به این منوال است که بیش از چهارصد نفر فازغالتحصیل دورههای تخصصی از هیجده دانشکده دندانپزشکی در هر سال اواخر شهریور در امتحان دانشنامه یا بورد شرکت نموده و صرف نظر از شرایط و علایق و مشکلاتشان بر اساس آییننامه تعهدات قانونی پزشکان جهت تدریس در مهر ماه به دانشگاههای مختلف اعزام میشوند. انتظار ما از این معلمین جوان که معمولا اختلاف سنی بسیار کمی با محصلین خود دارند و هیچ تعلیم و تربیت نخوانده و کمترین تجربهای کسب نکردهاند چه میتواند باشد؟ قصد من از بیان مطلب خدای نکرده جسارت به همکاران جوانم یا نادیده گرفتن تواناییها و مهارتهای آنان نیست. بلکه نظرم به اهمیت تجربه آموزش و دانش تعلیم و تربیت است که آنان در دوره اخذ تخصص متاسفانه از آن بیبهرهاند؛ چراکه در برنامه آموزشی تخصصی دیده نشده است.
با توجه به دلایل متعدد که چند مورد از آن را متذکر شدم وضعییت هیات علمی دانشکدههای دندانپزشکی و علیالخصوص دانشکدههای جدید التاسیس را نه بد بلکه بسیار بد و ناجور میدانم و معتقدم مسئولین محترم وزارت بهداشت و علیالخصوص معاونت محترم آموزشی باید به فوریت فکر عاجل و اساسی بنمایند.
عدم ثبات اساتید در اکثر دانشکدهها علیالخصوص دانشکدههای جدید التاسیس در شهرستانها
در شهرهایی مثل قزوین یا همدان که سالانه شصت هفتاد دانشجوی عمومی از طریق کنکور میپذیرند و تقریبا در همه بخشها و گروهها دانشجوی تخصصی دارند به تعداد کافی کادر هیات علمی ثابت ندارند و اکثر اساتید از فازغالتحصیلان جدیدی هستند که تعلیم معلمی و روش تدریس ندیدهاند و احیانا با اجبار و برای گذراندن تعهدات دو یا سه ساله به آنجا اعزام میشوند. حال اگر مشکلات اداری بر سر راه این جوانان و تاثیراتش بر انگیزهها و عملکرد آنان را اضافه کنیم قابل تصور است که تعلیم دندانپزشکی در چه حال و هوایی انجام میشود و بالطبع نتیجه آن مشخص است. متاسفانه اکنون به جز در چند دانشکده بزرگ متوسط ماندگاری و ثبات اساتید کمتر از چهار سال است. این به آن معنی است که ظرف چهار سال یا کمتر (زمان تحصیل و ماندگاری دانشجو در دندانپزشکی شش سال است) تقریبا همه کادر هیات علمی آن دانشکده تغییر میکنند.
مدتی پیش (بیش از چهار ماه) نامهای با عنوان و امضا رییس دانشکده دندانپزشکی خطاب به یکی از متولیان محترم آموزش پزشکی نوشتم و این مشکل بزرگ را برایشان تشریح کردم. ایشان تاکنون پاسخی به من ندادهاند. البته میدانم که گرفتاریهای بیشتر و مشغلههای بزرگتری دارند و احتمالا این مساله اهمیتی برای ایشان و سایر مدیران ندارد یا شاید دارد و آن را در نوبت مسایل قرار دادهاند. به هر حال من این مشکل را نه به خاطر نیاز شخصی و یا حتی طرح مشکل صنفی قلمی کرده و میکنم؛ بلکه معتقدم این وظیفه به عهده من و امثال من است که درد دانشگاه و آموزش را بفهمم و بازگو کنم.
کوریکولوم و برنامه آموزشی دندانپزشکی
اکنون سالهاست بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی کوریکولوم تمام رشتهها و برنامههای درسی در تمام دانشگاهها یکسان است. این بدان معنی است که دانشجوی رشته دندانپزشکی در تهران و ایلام از یک برنامه درسی و سرفصلهای مشترک استفاده میکنند که البته این نیز جای بحث دارد. حدود شش سال پیش در دولت قبل با همت دبیرخانه شورای آموزش دندانپزشکی در کوریکولوم و برنامه درسی دوره دندانپزشکی تغییرات بسیار زیادی داده شد. بسیاری از درسها کم و زیاد شدند و در مواردی درسها به صورت کارگاهی تنظیم و ابلاغ شد. واحدهایی مانند درمان جامع که به شرط وجود امکانات و برنامه ریزی بسیار مفید است در برنامه گنجانده شد اما به امکان اجرای آن توجه نشد و اکنون به جرات میتوان گفت در هیچ دانشگاهی درست و مطلوب اجرا نمیشود. در دروسی که تعداد آن در برنامه آموزش دندانپزشکی کم نیست مقرر شده است تعلیم به صورت کارگاهی انجام شود. ساعت هر واحد کارگاهی تقریبا یک و نیم برابر ساعت واحد عملی است. ضمن اینکه برگزاری کارگاه تعریف و آدابی دارد که مستلزم آموزش اساتید در وهله اول و سپس فراهم کردن فضا و امکانات آموزشی است. میتوان ادعا کرد در اکثر قریب به اتفاق موارد در تمام دانشکدهها بخشهای مهمی از این برنامه عملا اجرا نمیشود؛ چراکه امکان اجرای آن وجود ندارد.
به صورت خلاصه یکی از مشکلاتی که اکنون در آموزش دندانپزشکی وجود دارد این است که درصد قابل توجهی از برنامههای نوشته شده قابل اجرا نیستند و در هیچ کدام از دانشکدهها یا اجرا نمیشوند یا درست اجرا نمیشوند.
موضوع آموزش در تمام کشورها از مسائل کلان، مهم و بسیار استراتژیک قلمداد میشود و در همه جا مشکلات و تنگناهایی دارد. کشور ما از این حیث و در حوزه آموزش دندانپزشکی علاوه بر مشکلات معمول در دنیا اشکالات و چالشهای اختصاصی دارد.
انجام کار کارشناسی همراه با صرف وقت، آیندهنگری و پرهیز از سادهانگاری و اولویت دادن به مساىل زیربنایی و نیازهای جامعه لازم و شایسته است. بدیهی است فهم مشکل اولی و مقدم بر هر امری است. امیدوارم مسئولین ذیربط قبل از فهم و احاطه کامل و شناخت دقیق از مسئله به حل آن نپردازند؛ چراکه اگر چنین کنند پیمودن و ادامه راه قبل و گره زدن به این کلاف نامرتب و شاید سر در گم است.
منبع:دندانه