تجهیزات دندانپزشکی تاج الدین
0 محصولات نمایش سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

افزایش دانشکده‌ها یک تهدید بود، آن را به فرصت تبدیل کردیم

افزایش دانشکده‌ها یک تهدید بود، آن را به فرصت تبدیل کردیم

 

گفتگو با دکتر اکبر فاضل، درباره سیاست افزایش دانشکده‌های دندان پزشکی و نقش دبیرخانه شورای آموزش دندان‌پزشکی در دولت قبل

در طی کمتر از یک دهه تعداد دانشکده‌های دندان‌پزشکی کشور از حدود ۲۰ دانشکده به بیش از ۶۰ واحد رسید. این رخداد در زمان ریاست دکتر اکبر فاضل بر دبیرخانه آموزش دندان‌پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت افتاد. دکتر اکبر فاضل که اینک به افتخار بازنشستگی از هیات علمی دانشکده دندان‌پزشکی تهران نایل آمده چهار سال پس از اتمام دوره ریاست خود در گفتگو با ماهنامه نگین دندان‌پزشکی به آسیب‌شناسی این رخداد و تحلیل سیاست تازه وزارت بهداشت در تاسیس دانشکده‌های دندان‌پزشکی خصوصی می‌پردازد و جالب اینکه بر خلاف تصور عامه جامعه دندان‌پزشکی مدعی می‌شود افزایش چند برابری تعداد دانشکده‌های دندان پزشکی نتیجه طرح آمایش سرزمینی وزارت بهداشت و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و دبیرخانه تحت ریاست او با این تصمیم مخالف بوده است.
این گفتگو را بخوانید

جناب دکتر فاضل! آیا در شرایط فعلی تعداد دانشکده‌های دندان‌پزشکی، با افقی که در زمان دبیری شورای آموزش دندان‌پزشکی و تخصصی پیش‌بینی می‌کردید هم‌خوانی دارد و آیا شما نیز با ورود بخش خصوصی به حوزه تأسیس دانشکده‌‌های دندان‌پزشکی جدید موافقید ؟
در حال حاضر شعب بین‌الملل دانشکده‌های دندان‌پزشکی مادر، به همین کار مشغول است و دانشکده‌هایی که در مراکز استان‌ها وجود دارند، برای تربیت دندان‌پزشک برای مراکز بهداشت و درمان خود کافی هستند. از این به بعد هرچه بیشتر دندان‌پزشک تربیت کنیم، در شهرهای بزرگ جمع و سرریز می‌شوند و این امر برای ارتقاء و بهبود شاخص‌های سلامت دندان‌پزشک کارایی چندانی نمی‌تواند داشته باشد. بنابراین تربیت نیروی ما باید هدفمند باشد. کسی که می‌تواند شاخص‌های سلامت را بهبود ببخشد، تکنسین سلامت دهان است که نقش او باید فقط در پیش‌گیری از بیماری‌های دهان و دندان خلاصه شود و بیمار را برای درمان به دندان‌پزشک ارجاع بدهد.
در حال حاضر، اولویت اول ما این است که ۳ هزار مرکز بهداشت و درمان کشور به دندان‌پزشک مجهز شود که این اتفاق با بومی‌گزینی دانشکده‌های دندان‌پزشکی مراکز استان‌ها در مورد ۱۲۰۰ مرکز افتاده است و استمرار دارد.
تأسیس دانشکده‌های دندان‌پزشکی خصوصی، مبحث جدیدی است که در وهله اول باید گفت به سرمایه بسیار زیاد نیاز دارد. مسئله دوم این است که آیا این سرمایه‌گذاری بازدهی لازم را دارد و مسئله سوم هم این است که آیا می‌توان کادر هیات علمی مورد نیاز و استانداردهای دانشگاه‌ها را تأمین کرد؟

اگر دانشکده‌های موجود برای تأمین نیروی متخصص کشور کافی است، دیگر ساختن دانشکده دندان‌پزشکی خصوصی چه موضوعیتی دارد؟
اگر بتوان این کار را به نتیجه رساند، تعدادی از جوانان ما که برای تحصیل دندان‌پزشکی در سایر کشورها هزینه‌هایی می‌پردازند، می‌توانند تحت نظر اساتید داخلی که صلاحیت بیشتری برای تربیت آنان دارند تحصیل کنند. البته این موضوع باید در شورای سلامت دهان مطرح شود تا کم و کیف آن مورد بحث قرار بگیرد و اگر گروهی امکانات و شرایط لازم را داشتند و توانمندی خود را به شورای عالی برنامه‌ریزی و شورای گسترش دانشگاه‌های علوم‌پزشکی کشور ثابت کردند، مجوز تأسیس دانشکده دندان‌پزشکی دریافت کنند.
در ضمن ما این توانایی و ظرفیت را داریم که دندان‌پزشکان مورد نیاز کشورهای منطقه را هم تربیت کنیم. این کاری است که در حال حاضر شعب بین‌الملل انجام می‌دهند و باعث افتخار کشور است که برای مثال رزیدنت‌هایی از کشورهای مختلف در شعب بین‌الملل دانشکده‌های دندان‌پزشکی آموزش می‌بینند. من معتقدم اشکالی ندارد که بخش خصوصی هم وارد این کار بشود و بتواند از سطح منطقه هم دانشجو بگیرد و اگر در سیاست‌گذاری تأسیس دانشکده‌های دندان‌پزشکی خصوصی دخیل بودم، پیشنهاد می‌دادم حداقل نیمی از ورودی این دانشکده‌ها خارجی باشند، چرا که برای آن متقاضی هم وجود دارد.

زمانی که مسئولیت دبیری شورای آموزش دندان‌پزشکی و تخصصی را به عهده داشتید، برای توسعه کمی دانشکده‌ها چه هدفی در ذهن داشتید؟ آیا با گذشت حدود ۱۰ سال، به آن دورنما رسیده‌اید؟
آن زمان حدود ۲۳ دانشکده دندان‌پزشکی در کشور داشتیم که تعداد آن‌ها به ۲ دلیل افزایش یافت و من در هیچ‌یک نقش نداشتم. دلیل اول، طرح آمایش سرزمینی بود که در سطح وزارت بهداشت برای همه رشته‌ها مطرح شد و دبیرخانه شورای عالی برنامه‌ریزی و شورای گسترش دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، تحت فشار زیادی برای صدور مجوز راه‌اندازی دوره‌های مختلف در دانشگاه‌های علوم پزشکی مختلف بودند. وزارت بهداشت هم این طرح را تصویب و به EDC دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ارجاع داد تا پس از بررسی‌های لازم، مشخص شود چه رشته‌هایی باید در دانشگاه‌های علوم پزشکی گسترش پیدا کنند و یکی از نتایج آن، اجازه برخورداری هر مرکز استان از یک دانشکده دندان‌پزشکی بود. من آن زمان در برابر این اقدام مخالفت می‌کردم، اما تنها کاری که توانستم انجام بدهم، این بود که ترتیبی بدهم که حداقل تربیت دانشجویان هدفمند صورت بگیرد. چرا که آن زمان در استان‌های بزرگ، با تراکم بالای دندان‌پزشک مواجه بودیم و در بسیاری از شهرهای دورافتاده، نسبت دندان‌پزشک به جمعیت، حتی به ۱ به ۱۵۰ هزار یا ۱ به ۲۰۰ هزار می‌رسید. بنابراین نظر دبیرخانه بر این بود که دانشکده‌ها، سالیانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد از ظرفیت خود را از افراد بومی پذیرش کنند و دانشجویان متعهد شوند پس از فارغ‌التحصیلی در مراکز بهداشتی و درمانی استان خودشان خدمات سطح ۲ را ارائه بدهند.

دلیل دوم افزایش دانشکده‌ها، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که می‌گفت دانشگاه‌‌هایی که دانشکده پزشکی دارند، می‌توانند شعبه بین‌الملل آن را هم تأسیس کنند. بنابراین این موضوع هم از حیطه اختیارات من خارج بود. البته شعب بین‌الملل دانشگاه‌های مادر، ادغام در آن‌ها هستند، اما برخی به دلیل اینکه حساسیت جامعه دندان‌پزشکی را نسبت به افزایش دانشکده‌ها برانگیزند، این دو را از هم جدا حساب می‌کردند و با حساب آنان، ما ۲ برابر تعداد استان‌ها دانشکده دندان‌پزشکی در کشور داشتیم که البته عدد درست، نصف این میزان است.

حال آیا به هدف خود برای هدفمند کردن تربیت دندان‌پزشکان دست پیدا کردید؟
ما در آن زمان تهدید را به فرصت تبدیل کردیم تا به این طریق هزینه‌کرد از جیب مردم کاهش یابد و همچنین سعی کردیم شاخص‌های سلامت دهان و دندان‌ به وسیله تربیت تکنسین سلامت دهان برای انجام خدمات پیش گیرانه که آن زمان نامشان را کاردان بهداشت دهان گذاشته بودیم بهبود پیدا کند.
یکی از مصداق‌های موفقیت این طرح، استان هرمزگان است که طی ۴ یا ۵ دوره، ۱۰۰ درصد دانشجویان خود را از افراد بومی پذیرفت و به این ترتیب، نیروی متخصص مورد نیاز تمام مراکز بهداشتی درمانی خود را تربیت کرد. البته دانشکده‌های تعدادی دیگر از استان‌ها هم درصد کمتری دانشجوی بومی پذیرش کردند. این طرح و برنامه برای رسیدن به اهداف افق ۱۴۰۴ قابل تحقق بود، اما زمانی که من از سمت خود کنار آمدم، متوقف شد و مسائل دیگری مطرح شد.

بنابراین می‌توان گفت افزایش دانشکده‌های دندان‌پزشکی از هدف خود منحرف شد؟
نمی‌توانم بگویم این طرح منحرف شده است، بلکه در حال حاضر به پایش نیاز دارد. به هر حال دندان‌پزشکی انتخاب اول کنکور است و اگر داوطلبین نتوانند در ایران وارد این رشته شوند، به قصد تحصیل مهاجرت می‌کنند. ما هم آن زمان تلاش بسیار کردیم، اما نتوانستیم در مقابل این مهاجرت‌ها بایستیم. نتیجه این می‌شد که این دندان‌پزشکان وارد بازار کار ما می‌شدند، اما به شهرهای بزرگ می‌رفتند و باز مراکز بهداشت و درمان مناطق محروم از دندان‌پزشک بی‌نصیب می‌ماندند. به همین دلیل سعی کردیم تربیت دندان‌پزشک را برای مناطق محروم هدفمند کنیم.
متأسفانه در زمان مسئولیت من دست‌هایی در وزارت بهداشت در کار بود که می‌خواستند بهداشتکار دهان و دندان تربیت کنند تا افراد با تحصیل در مقطع فوق دیپلم، کار دندان‌پزشکی انجام بدهند. بنابراین در آن دوره ۸ ساله، قسمت اعظم انرژی من صرف خنثی کردن این حرکات شد که از داخل وزارتخانه و حوزه معاونت بهداشتی سرچشمه می‌گرفت. چرا که دفتر سلامت دهان وزارت بهداشت زیرمجموعه مرکز مدیریت بیماری‌های غیرواگیر در معاونت بهداشتی بود و در آن کسانی برای دندان‌پزشکی تصمیم می‌گرفتند که اصلاً دندان‌پزشک نبودند. این موضوع برای من بسیار دردآور بود و مجبور بودم هم در کمیسیون‌های مختلف مجلس با طرح بهداشتکار دهان و دندان مخالفت کنم و از طرف دیگر، در دبیرخانه شورای آموزش دندان‌پزشکی و تخصصی برای تربیت نیروی دندان‌پزشک لازم برای مراکز بهداشتی و درمانی بکوشم تا تقاضا برای فعالیت بهداشتکاران کنار گذاشته شود.

حال بعد از همه این تلاش‌ها، آقای وزیر با طرح این موضوع که دندان‌پزشکان به مناطق محروم نمی‌روند و کارهای درمانی را باید با هزینه کم در این مناطق انجام داد، تصمیماتی می‌گیرند که تمام اعضای شورای سلامت دهان با آن مخالف هستند و اتفاقاتی در دندان‌پزشکی کشور در جریان است که خوشایند نظام جمهوری اسلامی نیست. چرا که در تلاش هستند بعد از ۳۰ سال دندان‌پزشک تربیت کردن در کشور، ارائه خدمات سطح ۲ دندان‌پزشکی را به تکنسین‌ها بسپرند.

منبع:دندانه

0
دیدگاه‌های نوشته