تجهیزات دندانپزشکی تاج الدین
0 محصولات نمایش سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

خاطرات دندانپزشکی که خود از دندانپزشکی می‌ترسد

خاطرات دندانپزشکی که خود از دندانپزشکی می‌ترسد

 

«ماریان شیفر» دندان‌پزشکی است که خودش از دندان‌پزشکی رفتن به شدت می‌ترسد. این خانم ۶۱ ساله در گفتگو با «شیکاگو ریدر» از تجربیاتش حرف زده که در ادامه می‌خوانید:

– «شاید ۱۰درصد از آدم‌ها نخ دندان بکشند. یک بار یک خانم از من خواست که به او نخ دندان بیشتری بدهم و من هم خیلی هیجان زده شدم که حرف من را گرفته است، اما گفت: این بهترین چیز برای آویزان کردن عکس‌ها است.
البته من خودم از نخ دندان خوشم نمی‌آید. شخصا ترجیح می‌دهم از خلال دندان استفاده کنم و محکم پایین دندان‌ها را تمیز کنم. اما از خلال دندان پلاستیکی استفاده می‌کنم. آدم از خلال‌های چوبی خوشش نمی‌آید، از گیره‌های کاغذ هم همین‌طور. یک بار از آن‌ها استفاده کردم و لثه خودم را زخم کردم. آن را توی بافت لثه فرو کردم و لثه‌ام باد کرد؛‌ آن موقع بود که متوجه اشتباهم شدم و خیلی هم ناراحت کننده بود.»

خاطرات دندانپزشکی که خود از دندانپزشکی می‌ترسد

خاطرات دندانپزشکی که خود از دندانپزشکی می‌ترسد

– «مدرک کارشناسی من در رشته روانشناسی است. فکر می‌کنم این احتمالا بهترین رشته‌ای بوده که می‌توانستم در اول کار انتخاب کنم و آموزش ببینم. سال‌ها قبل یک بیمار داشتم که در دوران کودکی آزار و اذیت شده بود و حالا نمی‌توانست با پزشک یا دندان‌پزشک حرف بزند، برای همین این خانم مجبور بود از عروسک استفاده کند تا از طریق او با من ارتباط برقرار کند. گمان کنم عروسک لاک‌پشت بود. رابطه ما این جوری شد که من با عروسک حرف می‌زدم و یک چیزی را توضیح می‌دادم یا برای انجام یک کاری اجازه می‌گرفتم. کاملا هم برایم جا افتاده بود.
همه کارهایی که باید روی دندان‌های او انجام می‌شد را تمام کردیم و از این خانم دعوت کردم برای شام پیش من بیاید تا با هم جشن بگیریم. وقتی آمد، عروسک را نداشت. بهش گفتم: نمی‌دانم در این باره چه فکر کنم. احساس عجیبی دارم.
جواب داد: خب، به عروسک احتیاجی ندارم. من هم گفتم: خوشحالم که به آن نیاز نداری ولی دلم برایش خیلی تنگ می‌شود.»

– «در بین بیماران جدیدی که پیش ما می‌آیند، تعداد کسانی که عصبی می‌شوند بیش‌تر از آن‌هایی است که آرامش‌شان را حفظ می‌کنند. دست کم به نظر می‌رسد مطب ما آن ها را جذب می‌کند. قبل از شروع کار به آن ها می‌گویم، اگر می‌خواهند وقت درمان‌شان را لغو کنند، ایراد ندارد، از نظر من مشکلی نیست. گاهی اوقات به کسانی که واقعا می‌ترسند، می‌گویم: تا ۱۰ می‌شمارم و کار را شروع می‌کنم. تا ۱۰ بشمارم، خوب است؟
قبلا برنامه‌ای را اجرا می‌کردیم که روانشناس‌ها، بیمارانی که فوبیای دندان‌پزشکی داشتند را به مطب ما می‌آوردند. بعضی از آن‌ها آن قدر می‌ترسیدند که اول کار حتی نمی‌توانستند روی صندلی دندان‌پزشکی بنشینند.
من خودم هم فوبیای دندان‌پزشکی دارم. وقتی پیش دندان‌پزشک می‌روم، به من می‌گویند سر جایم بند شوم. می‌گویند: انگشت‌های پایت را این قدر پیچ و تاب نده. بعد به دهانم نگاه می‌کنند و می‌گویند: چطوری این طوری شده؟
جواب می‌دهم: مثل همیشه. آب نبات می‌خوردم و گاز زدم و روکش دندان را درآورد. قیافه‌شان طوری می‌شود که انگار می‌پرسند: چرا این کار را می‌کنی؟ چرا؟»

منبع:دندانه

0
دیدگاه‌های نوشته