دندانپزشک نشد، سعادتمند شد!

درباره جف گلور، ژورنالیست معروف آمریکایی که ابتدا میخواست دندانپزشک شود
جف گلور (Jeff Glor)، گزارشگر ۴۳ ساله آمریکایی که گزینه انتخابی شبکه سیبیاس آمریکا برای مصاحبه با دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور و امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه بوده است، نماد زنده والتر کرونکیت فقید، ژورنالیست افسانهای و مهمترین گزارشگر خبری تلویزیون آمریکا خوانده میشود. او برای رسیدن به این جایگاه راه پر فراز و نشیبی پیموده و جالب اینکه آن را از تحصیل در دندانپزشکی شروع کرده است!
این گزارشگر که یک بار برنده جایزه امی، معروف به اسکار تلویزیون، شده است، سال ۱۹۹۲ وارد دانشگاه سیراکیوس آمریکا شد و تصمیم گرفت راه پدربزرگ و عمویش را ادامه بدهد و دندانپزشکی بخواند، اما همان ابتدا مسیر را دور زد و سر کلاسهای شیمی رفت؛ بعد از مدت اندکی هم فهمید این رشته آرزوهایش نیست و در نهایت با دو مدرک اقتصاد و روزنامهنگاری از دانشگاه بیرون آمد!
گلور بعد از فارغالتحصیلی، تصمیم گرفت رشته گزارشگری را ادامه بدهد. او میگوید: «اگر از پدر و مادرم بپرسید به شما میگویند همیشه فکر میکردند من این کار را انتخاب کنم، اما خودم نمیدانستم برای روزنامهنگار بودن زاده شدهام.»
او سال ۲۰۰۰ فعالیت ژورنالیستی خود را با کار در شبکه تلویزیونی محلی WSTM سیراکیوس شروع کرد و سال ۲۰۰۷ بهعنوان کمک گزارشگر به شبکه سیبیاس وارد و پس از آن اخبارگوی شوی بامداد شنبه شد. آن زمان هیچکس فکر نمیکرد او ژورنالیست باقی بماند، اما نهتنها این اتفاق افتاد، بلکه در این رشته به اوج رسید و سال ۲۰۱۷، با انتخاب شدن بهعنوان گزارشگر اخبار عصرگاهی شبکه تلویزیونی سیبیاس، پا جا پای ژورنالیستهایی مانند تام بروکاو و دن ردر گذاشت. گلور در نهایت سال ۲۰۱۱ برای گزارشگری اقتصادی و تجاری اخبار صبح یکشنبه شبکه سیبیاس، برنده جایزه امی و یک بار دیگر هم سال ۲۰۱۳ برای اجرای برنامه صبح امروز این شبکه کاندید جایزه این شد. او از اواخر سال ۲۰۱۷ تا کنون، گزارشگر ثابت بخش عصرگاهی شبکه سیبیاس است.
پایگاه خبری رویترز هشتم نوامبر (۱۷ آبان ۹۷) در سری مجموعه «درسهای زندگی» خود، سراغ این ژورنالیست رفته و درباره چگونگی وارد شدن او به این حرفه و مسیری که برای رسیدن به جایگاه فعلیاش پیموده، با او به مصاحبه پرداخته است. برای خواندن این مصاحبه با ما همراه باشید.
جف! برایمان بگو تو همیشه عشق کار ژورنالیستی داشتی؟
شاید الآن عجیب به نظر بیاید، اما من اول برای تحصیل در دندانپزشکی به دانشگاه رفتم. آن موقع مطمئن نبودم میخواهم با آیندهام چه کار کنم، به خاطر همین فکر کردم بهتر است همان حرفه خانوادگیمان را ادامه بدهم، اما بعد سر کلاسهای شیمی رفتم. دست آخر هم در اقتصاد و روزنامهنگاری تحصیل کردم!
پس چه شد که اقتصاد را ول کردی و ژورنالیست شدی؟
من ابتدای کارم از طرف یک شرکت مشاوره اقتصادی بزرگ در نیویورک یک پیشنهاد کاری داشتم که حقوق آن کار دو برابر پولی بود که آن زمان برای کار در یک شبکه محلی تلویزیونی در سیراکیوس میگرفتم. در آن دوران هیچ امکان و افقی برای موفقیتهای امروزی در کار ژورنالیستی برای خودم نمیدیدم، اما به دلیل علاقهای که به این کار داشتم، از حقوق بالا گذشتم و گزارشگری را انتخاب کردم.
اگر کسی بخواهد دنبال پول برود، ممکن است کاری را انجام بدهد که برای آن ساخته نشده است، اما اگر عاشق کارش باشد، موفقیت هم به دنبال علاقه میآید.
وقت و پول خود را بیشتر صرف چه کاری میکنی؟
من وقت و انرژی زیادی صرف خواندن و نوشتن میکنم. خواندن برای من مثل اکسیژن ضروری است و امیدوارم این علاقه را به فرزندانم هم منتقل کنم.
من معمولاً ۵ تا ۶ کتاب را همزمان میخوانم و در حال حاضر مشغول خواندن کتابهای «مناقشه بزرگ (Supreme Conflict)، اثر جان کراوفورد (Jan Crawford)» درباره دادگاه عالی، «دو کره، اثر دان اوبردورفر (Don Oberdorfer)» و «شش روز جنگ، اثر مایکل اورن (Michael Oren)» هستم.
تو و همسرت چه درسهایی به فرزندانتان آموختهاید؟
ما دو فرزند داریم و سعی میکنیم اهمیت خانواده را به آنها یاد بدهیم. این همان کاری است که خانواده من انجام دادند. خیلی مهم است که اعضاء خانواده برای تکتک یکدیگر وقت بگذارند و با هم صحبت کنند. یک خانواده هرقدر هم بزرگ باشد، پدر و مادر باید به هر یک از بچهها وقت اختصاص دهند. من دوست دارم فرزندانم من را بهعنوان یک پدر بشناسند. نه «آن آقاهه که در تلویزیون گزارش میدهد»!
منبع:دندانه

