چرا رضا یزدانی دندانپزشک نشد؟

شاید برای شما جالب باشد که بدانید پدر رضا یزدانی دندانپزشک است و او در دوران نوجوانی به واسطه حضور در مطب پدر اصول اولیه دندانپزشکی را کاملا فراگرفته و حتی در هنگام جراحیهای دندان دستیار او بوده و لثه بیماران را بخیه میزده است!
«عقاید یک آکتور سینما» نام یک مجموعه ویدئویی است که سال ۹۲ در شبکه نمایش خانگی توزیع میشد. این مجموعه نوعی تاکشو بود که به یک گفتگوی خودمانی با هنرمندان میپرداخت. در هر قسمت از این دیویدی دو میهمان سرشناس حوزه سینما، تلویزیون یا موسیقی روبروی یک همصنف خود مینشستند و به پرسشهای آنان درباره زندگی شخصی و کاری خود پاسخ میدادند.
در قسمت دوم این دیویدی، رضا یزدانی خواننده مشهور پاپ راک ایرانی و علیرضا خمسه به ترتیب پاسخگوی پرسشهای ساره بیات و ریما رامینفر بودند؛ سوالاتی که پاسخ آنها برای بسیاری از علاقهمندان به این دو هنرمند جالب توجه و شنیدنی است.
رضا یزدانی در بخشی از این گفتگو به پدر خود اشاره میکند که دندانپزشک است و علاقه و تاکید زیادی روی تحصیلات فرزندش داشته است. انتظاری که رضا یزدانی چندان قادر به برآوردن آن نبوده است. او همچنین به حضور در مطب پدر و آشنایی نسبی با ابزار و درمانهای دندانپزشکی اشاره میکند و اینکه در حد یک دندانپزشک تجربی در این حوزه مهارت دارد.
این بخش از گفتگو را در ادامه بخوانید:
– […] ببین من تو یه خانوادهای بزرگ شدم که پدرم دندونپزشک بودن و به شدت به تحصیلات اهمیت میدادن و من به شدت از تحصیل کردن فراری بودم. واقعا موسیقی رو دوست داشتم و اصلا نمیدونی چقدر لذت میبردم از اینکه بتونم ساز بزنم و سودای خوانندگی و استیج… همین جور از کودکی با من بود و خب یه تایمی بود که من به شدت موسیقی گوش میکردم ولی تو اون تایم در واقع توی سرزمین ما اصلا موسیقی وجود نداشت. به واسطه جنگ تحمیلی که بود و اون هشت سال دوران جنگ و بعدش هم که تا موسیقی شروع بشه چند سال دوباره گذشت. من توی زمین، فوتبال بازی میکردم و به شدت دروازهبان خوبی بودم و سالها گلری میکردم؛ تا اینکه زمان دانشگاه شد. یکی از دوستان من از آلمان یک گیتاری برای من آورد. چون گیتار هم خیلی کم بود و خیلی گرون، من واقعا نمیتونستم بخرم. با اینکه شاید پدرم میتونست خیلی راحت بخره ولی چون دوست نداشت و موافق نبود دوست داشت که من حتما درس بخونم. حتی من به اندازه یه دندان پزشکی تجربی قشنگ بلدم کار کنم.
– راست میگی؟!
– آره چون کار میکردم پهلوی بابام؛ مثلا تابستونا، مثلا حتی جراحی دندون میکردن من بخیه هاش رو میزدم، حتی در این حد آره، ولی دوست نداشتم دیگه. به زور پدرم رفتم دانشگاه که بتونم یه تایمی رو بگذرونم که هم او را راضی نگه دارم هم بتونم به موسیقیم برسم. این گیتار رو یادمه از آلمان برام آوردن، اما بعد بابام نمیذاشت میگفت: باید دانشگاه قبول بشی بعد میتونی ساز بزنی…
منبع:دندانه


